فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه (س) چشم دل ار نظاره در مبداء و منتها کند

من و اوصاف تو ای عصمت داور که توئی روح پیمبر که توئی جان مجسم که توئی روح مصور که توئی مادر سادات و توئی سوره کوثر که توئی شافعه خلق به محشر که توئی خوبتر از مریم وهاجر تو همان سیده عالمیانی تو امینی تو امانی همه جا نور عیانی همه دم سرنهانی توهمان جان جهانی توئی آن شمسه افلاک هدایت توئی آن دخت نبوت توئی آن مام ولایت که محمد (ص) پدرت گفت پدر باد فدایت به جنان حضرت آدم بتو نازد به فلک عیسی مریم بتو نازد پدرت احمدخاتم بتو نازد همه گویند که ما فاطمه داریم دمادم همه باهم گذرانند به مداحی تو صبح و مسا را

بتو پیوسته درودم بتو هر لحظه سلامم که توئی حجت کل حجج الله توئی از همه اسرار خدا واقف و آگاه ز نور تو شده خلق بهشت و ملک و حوری و غلمان و سپهر و فلک و اختر و شمس و قمر الحق که تو خود جان رسولی و تو مرآت عقولی وتو زهرای بتولی و توئی حاکم صحرای قیامت
و توئی مادر والای امامت توئی آن عبد خدا جلوه که پیوسته خداوند فرستاده سلامش توئی آنکس که همه هست جهان است ز هستش
توئی آنکس که محمد (ص) زده گلبوسه به پیشانی و دستش تو که دست همه گیری چه شود دست بگیری زکرم
عاشق دلباخته بی سر و پارا...

/ 0 نظر / 8 بازدید