ای نام تو بهترین سر آغاز...

 

کاش اولین روز دبستان بازگردد
کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
                      بازگرد این مشقها را خط بزن                    


یادش بخیر

 

 

/ 8 نظر / 27 بازدید
الهه

روزم مبارک!!!!!![متفکر]

الهه

سلام سينا جون مرسي مرسي مرسي

سمانه

گوشه ای می گریستم ... عابری گفت : حالتان خوب است ؟! گفتم خوبم ! تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است ...

سارا

یاد کودکی بخیر

ریحانه

سلام واقعا یاد دبستان بخیر خیلی از بچه ها مثل من دارن خاطره مینویسن پیشنهاد نوشتن خاطرات در قالبه یه کتاب خوبه یعنی چیز جالبی از اب در میاد یه خاطره جالب از کاراموزی مون نوشتم دوست داشتین بیاین بخونین

الهه

راستی اقا سینا هم سیگار میکشه؟[سوال] پست دکتر کوئین نظرمو جلب کرد....